ذبيح الله صفا

800

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و هند و روم شهرت يافته و از گويندگان بزرگ عهد خويش شمرده شده و با حداثت سن و مرگ در جوانى اثرهاى خوبى بازنهاده است . نام و نسبش كه بگونه‌هاى گوناگون ضبط كرده‌اند ، چنين است : جمال الدين محمد معروف به « جمال الدين سيدى » ( جمال سيدى ) پسر خواجه زين الدين على بلو ( زين بلو ) پسر جمال الدين سيدى . « 1 » چنان كه از گفتار ملا عبد الباقى نهاوندى در مقدمهء ديوان عرفى بر مىآيد پدر عرفى ، خواجه زين الدين على بلوى شيرازى « گاهى پيشواى حومهء شهر شيراز و گاهى داروغهء آن شهر بوده » اما ملا عبد النبى فخر الزمانى گويد كه « در شهر مذكور در دفتر خانهاى شاهى بشغلى از اشغال حكام آنجا اشتغال داشته » و جمال الدين در آن شهر بسال 963 ولادت يافت و همانجا

--> * اكبرنامه ، ابو الفضل علامى ، كلكته 1877 ، ج 3 ، ص 595 . * منتخب التواريخ بداؤنى ، ج 3 ص 285 و 305 . * فهرست كتابخانه مجلس شوراى ملى ، ج 3 ، تهران 1321 ص 350 - 354 . و جز آنها . . . ( 1 ) - عرفى را بعضى باشتباه سيد دانسته و نوشته‌اند . او سيد محمد نيست بلكه « نام اصلى اين فريد زمان خواجه سيدى محمد است » ( ملا عبد الباقى نهاوندى ) و عادة او را ( جمال سيدى ) خطاب مىكردند . تقى الدين اوحدى ذيل نام طرحى شيرازى ( م 996 ) گفته است ( تذكرهء ميخانه ، تكملهء حواشى ، ص 956 ) كه نام عرفى « جمال الدين سيدى » بوده است . همين طرحى شيرازى در وصف آبله عرفى نام پدر او را « زين بلو » و نام خود او را « جمال سيدى » آورده است : دى زين بلو جامه ز ماتم بدريد * كايام به روى عرفى ملحدريد از آبلهء فرنگ اى همنفسان * ديگر نتوان جمال سيدى را ديد « جمال » در مصراع آخر هم بمعنى متعارف خود و هم ايهام بنام عرفى يعنى « جمال الدين » است . « سيدى » ( بكسر يا فتح اول و سكون ياء ) تلفظ عاميانه از « سيدى » يعنى « آقاى من » است و اين خطاب در خاندان عرفى موروث بود ، و همين خطاب بعضى مانند محمد قدرة الله گوپامو و هدايت و آذر بيگدلى را باشتباه افگنده و بر آن داشته كه عرفى را سيد بپندارند و نامش را سيد محمد نويسند .